پیغام مدیر :
لحظه لحظه زندگی خود را صرف خواندن کن لطفا با نظرات خود ما را جهت بهتر شدن یاری کنید
 
 
شعر درد
نوشته شده در یکشنبه 30 دی 1397
ساعت : 09:36 ق.ظ
نویسنده : علیرضا هزاره
اشک چشمانش در تلاطم بود

موج میزد
غروبی نزدیک

می بارید
نم نم باران

می غلتید
در خاک خون ها

فریاد میزد
دختری تنها

شور میزد
دلی غمگین

اشک میریخت
گوشه ای سنگین

درد داشت
دردل رنجین

حرف ها بود
در لب بسته

سراب بود
دنیای شیرین
.
.
.
نویسنده:علیرضاهزاره
.
.
لطفا از متن  قیامت دیدن فرمایید
.
لطفا به این تن نظر دهید

:: مرتبط با: شعر ,
:: برچسب‌ها: شعر , شعردرد , متن , نثر , نثرادبی , علیرضاهزاره , شاعر ,
:: لینک های مرتبط: فصل اول رمان مهسا , کالاگردی ,
 



مادر
نوشته شده در سه شنبه 17 مهر 1397
ساعت : 01:24 ق.ظ
نویسنده : علیرضا هزاره
دنیا تاریک بود
 چشمانش حتی توانایی بازشدن نداشت
 وجودی در کنارش حس میکرد
 گرمی دستانش
 انرژی
 توجه اش و لبخندش همه و همه روی او متمرکز شده بود
 بی هوا قطره ای اشک از چشمانش گریخت
 چاره ای نیست؛ 
مگر میشود از احساسات خود هم فرار کرد
 وجود گرمش را در آغوش گرفت 
امن ترین آرامش دنیا 
آغوشی که دوای تمام دردهاست
 متشکرم که هستی 


دوستت دارم 


مادر

:: مرتبط با: متن ,
:: برچسب‌ها: مادر , روزمادر , زن , زنان , نثرادبی , علیرضاهزاره ,