تبلیغات
وبسایت شخصی علیرضا هزاره - تقدیم به شجاع ترین ها
 
 
پیغام مدیر :
لحظه لحظه زندگی خود را صرف خواندن کن لطفا با نظرات خود ما را جهت بهتر شدن یاری کنید
 
 
تقدیم به شجاع ترین ها
نوشته شده در چهارشنبه 3 بهمن 1397
ساعت : 10:11 ق.ظ
نویسنده : علیرضا هزاره
دود و تاریکی همه شهر را فراگرفته بود
مانند سیلی عظیم که مردم را میبلعید
شهر را در خود میکشید
چشم چشم را نمیدید
حیات فقط صدا بود
چیزی جز صدا مشخص نبود
.
.
دود بیصدا و آرام همه را در آغوش میگرفت
اما چند نفر را به دام انداخته بود؟
چند قربانی؟
درحالی که همه به سمت بیرون شهر میگریختند
اما
چندنفر خلاف بقیه حرکت میکردند
شجاعتشان همه را متعجب کرده بود
آتش نشان ها 
پلیس
آمبولانس ها
خود را به دل غول تاریکی میسپردند

شاید آنها راهی یابند
.
.
.
باتشکر از شجاع ترین های جامعه 
.
.
.
نویسنده:علیرضاهزاره
.
.
لطفا از متن شاید دیدن کنید
.
.
برای این متن نظر دهید


:: مرتبط با: متن ,
:: برچسب‌ها: آتش نشان , پلیس , پزشک , پرستار , علیرضاهزاره , متن کوتاه , متن ,
:: لینک های مرتبط: کالاگردی , فصل اول رمان مهسا ,
 



می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر